تبليغاتX
بهروز وثوقی
 
بهروز وثوقی
 
 
سلطان سينماهاي ايران
 
از روز جمعه این هفته، خبرهای شومی مبنی بر فوت بهروز وثوقی، بازیگر فیلم‌های ماندگار سینمای ایران همچون قیصر، کندو، گوزن‌ها و سوته‌دلان دهان به دهان می‌چرخد. اما هنوز چیزی معلوم نیست. پیگیری خبرنگاران سینمای ما برای رسیدن به حقیقت ماجرا فعلا نتیجه‌ای نداشته است. گزارشی که می‌خوانید، رد ماجرا را تا به این جا دنبال کرده است:از روز گذشته تاکنون در بین مردم و از طریق پیامک، خبر درگذشت «بهروز وثوقی» بازیگر نام آشنای پیش از انقلاب بر سر زبان افتاده و هنوز هم خبر موثقی در این زمینه اعلام نشده است. بر اساس گزارش خبرگزاری برنا وابسته به دولت، طبق شنیده‌ها حدود سه هفته ای است که حال بهروز وثوقی چندان مساعد نیست و در خانه اش بستری است اما بعد از گذشت این مدت روز گذشته خبر فوت وی اعلام شد و هر کسی هم می توانست از طریق پیام کوتاه پیاز داغ ماجرا را هم بیشتر می کرد. البته چند وقتی است که در بین برخی ها باب شده هر چند وقت یک بار شایعه خبر فوت یک هنرپیشه معروف را به یکدیگر پیامک می کنند. به طور مثال ماه پیش شایعه درگذشت "حمیده خیرآبادی" بر سر زبان ها افتاد. یا چند وقت پیش هم خبر درگذشت پرویز پرستویی، استاد عزت الله انتظامی و کوروش یغمایی شایعه شده بود. البته درباره بازیگران ایرانی که در خارج از کشور به سر می‌برند، وضع کمی فرق می کند زیرا برخی خبرها از طریق شبکه‌های ماهواره ای اعلام می شود و شاید صحت بیشتری داشته باشد! اما باز هم نمی توان بروی چنین شایعاتی تاکید کرد. درباره خبر درگذشت بهروز وثوقی احتمالاً همین موضوع صدق می کند. باید منتظر ماند و دید تا چه حد صحت این خبر تایید می شود. «بهروز وثوقی» با نام واقعی خلیل وثوقی از جمله بازیگران دهه‌های پیش از پیروزی انقلاب اسلامی است. ماندگارترین نقش این بازیگر سال 1348 در فیلم «قیصر» به کارگردانی مسعود کیمیایی رقم خورد و بعد از آن همه او را به نام قیصر می‌شناختند. سوته دلان، داش اکل، گوزن ها از آثار بعدی وثوقی هستند. وی در سال 1316 و در شهر خوی متولد شده است. آخرین فیلمی که در ایران بازی کرد، سال 1356 با عنوان "سوته دلان" بود و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به آمریکا مهاجرت کرد و در آنجا و آلمان چند فیلم نیز بازی کرد. وثوقی از سال 1369 تاکنون در هیچ فیلمی ایفای نقش نکرده و سال هاست به فعالیت در این  حوزه نمي پردازد.                                                                
 |+| نوشته شده در  یکشنبه 9 فروردین1388ساعت 12  توسط امیر تایگر  | 
بهمن فرمان‌آرا یکی از چهره‌های جنجالی هفته گذشته بود. هم به خاطر مقاله‌ای که درباره شایعه مرگ بهروز وثوقی نوشت، هم به دلیل پاسخی که هیئت اسلامی هنرمندان به این مقاله داد و هم به خاطر خبر خوب اجرای نمایشنامه بزرگ رابرت بولت؛ مردی برای تمام فصول، به کارگردانی او و بازی رضا کیانیان در نقش سر توماس مور. مجموع این اخبار و یادداشت‌ها را این جا بخوانید.

ابتدا مقاله‌ای که بهمن فرمان‌آرا درباره شایعه مرگ وثوقی نوشت:
دیروز صبح وقتی موبایلم را از روی شارژ برداشتم و آن را روشن كردم، بلا‌فاصله پیامكی آمد به این مضمون: بهروز وثوقی هنرمند بی‌نظیر ایران بی‌همسفر رفت. روحش شاد و مرامش ماندگار. بدیهی است كه سر صبح حالم گرفته شد. به منزل بهروز وثوقی زنگ زدم جواب ندادند. به آشنایی كه در ایسنا دارم زنگ زدم، هنوز موبایلش را روشن نكرده بود. به ناچار به تنها كسی كه در سینمای ایران ساعت ۷ صبح مثل من بیدار است یعنی عباس كیارستمی زنگ زدم.
خبری كه از طریق پیام گرفته بودم به او گفتم و به اتفاق، چند دقیقه‌ای به یاد دوست قدیمی‌مچرا ما همیشه برای رساندن خبر بد با یكدیگر مسابقه می‌دهیم و چرا فقط مرگ؟ بعد به این فكر افتادم كه آیا اگر این خبر واقعیت داشت رسانه‌های خبری ما مثل خبر مرگ پل نیومن صفحه اول روزنامه‌ها و صدر خبرها را به آن اختصاص می‌دادند یا با شرمندگی و از ترس تعطیل شدن این خبر را در صفحه داخلی پنهان می‌كردند كه هم خبر داده باشند و هم گرفتاری پیدا نكرده باشند؟ راستی چرا ما باید علا‌قه خود را به بهروز وثوقی، یكی از بهترین هنرپیشه‌های سینمای قبل از انقلا‌ب نشان ندهیم؟ آیا فیلم قیصر، گوزن‌ها، رضا موتوری، داش آكل و ملكوت را باید نادیده بگیریم؟ مگر این نیست كه با هر استانداردی بسنجید، بهروز وثوقی اگر الا‌ن هم در سینمای ایران بود، یكی از بهترین‌ها بود؟ به نظر من گناه بعضی از هنرمندان قبل از انقلا‌ب <خیلی موفق بودن> بود و اینكه تصویرشان شاید بعضی‌ها را به یاد گذشته می‌انداخت و اینكه مردم عادی، تماشاگران واقعی سینما، آنها را خیلی دوست داشتند و این محبوبیت باعث دردسر این هنرمندان شده است. چندی پیش پیامك دیگری رسید كه خانم سیمین بهبهانی، شاعره بزرگ این سرزمین درگذشته است.
ولی معلوم شد كه ایشان با مراجعه به سازمان اوقاف می‌خواستند كه بعد از مرگشان در قطعه‌ای كه همسرشان سی‌واندی سال پیش دفن شده در امامزاده طاهر به خاك سپرده شوند. این اجازه البته با گرفتن ۱۵ میلیون تومان داده شده و رسید پول بود كه سرچشمه این شایعات شده بود. نظر به اینكه همنسلا‌ن هنرمند من در سنین بالا‌ی ۶۵ هستند، لا‌بد باید هر روز انتظار یكی از این پیامك‌ها را داشت. به این دلیل من پیشاپیش شایعه مرگ خود را تكذیب كرده و تا گرفتن پروانه نمایش <خاك آشنا> و تمام كردن پنج پروژه سینمایی و مستند دیگر كه در دست دارم فعلا‌ خیال مردن ندارم. ان‌شاءالله خداوند به بهروز هم عمر طولا‌نی و پرعزت بدهد تا شاید روزی برسد كه ما فقط بازگشت سرمایه‌های مالی را به مملكت دعوت نكنیم بلكه از سرمایه‌های فرهنگی مملكت نیز كه به هر دلیل ساكن غربت شده‌اند برای بازگشت به آغوش وطن دعوت كنیم.

و پاسخ او در سایت هیئت اسلامی هنرمندان: چرا از وثوقی برای کار در ایران دعوت نمی‌کنید؟

سایت هیات اسلامی هنرمندان خطاب به فرمان آرا:چرا به بهروز وثوقی نمی گویی به ایران برگردد؟
سایت هیات اسلامی هنرمندان :بهمن فرمان آرا از مسئولين خواست از يك هنرپيشه قديمي سينما براي حضور در كشور رسماً‌ دعوت شود.
به گزارش هنرنيوز بهمن فرمان آرا با اشاره به پيامك كوتاهي كه تا ديروز ناراحتش كرده بود و باعث شده بود سر صبح حالش گرفته شود و به چندين نفر زنگ بزند تا اينكه متوجه شود خبر مرگ هنرپيشه قديمي و محبوب او شايعه اي بيش نيست گفت: چرا ما بايد علاقه خود را به يكي از هنرپيشه هاي سينماي قبل از انقلاب نشان ندهيم؟ آيا فيلم قيصر،‌گوزن ها، رضا موتوري، داش آكل و ملكوت را بايد نديده بگيريم؟
بهمن فرمان آرا در بخش ديگر نوشته اش افزود: به نظر من گناه بعضي از هنرمندان قبل از انقلاب «خيلي موفق بودن» بود و اينكه تصويرشان شايد بعضي ها را به ياد گذشته مي انداخت و اينكه مردم عادي و تماشاگران واقعي سينما، آنها را خيلي دوست داشتند و اين محبوبيت باعث درد سر اين هنرمندان شده است.
بهمن فرمان آرا در خاتمه با دعاي طول عمر براي آن هنرپيشه قديمي سينما گفت: شايد روزي برسد كه ما فقط بازگشت سرمايه هاي مالي را به مملكت دعوت نكنيم، بلكه از سرمايه هاي فرهنگي مملكت نيز كه به هر دليل ساكن غربت شده اند براي بازگشت به آغوش وطن دعوت كنيم.
در پاسخ به اظهارات اين كارگردان سينما كه اتفاقاً خود نيز چند سالي است به وطن بازگشته بايد گفت: پس از انقلاب اسلامي و با دستور عفو عمومي حضرت امام (ره) همه هنرمندان قبل از انقلاب بدون توجه به سوابق گذشته شان امكان حضور در كشور و حتي فعاليت در فضاي سالم هنري را داشتند كه بسياري از آنان كه خيلي هاشان هم اكنون نيز در فضاي هنري كشور فعالند از اين فرصت استفاده كردند، ولي برخي از آنان ترجيح دادند در خارج از كشور بمانند و اتفاقاً‌ عليه انقلاب اسلامي فعاليت سياسي كنند و جرايمي عله مردم ايران مرتكب شوند كه خودشان بيش از هر كسي به آن واقف اند.
بنابراين بهتر است آقاي فرمان آرا به جاي متهم كردن نظام به بي مهري با هنرمندان محبوب ايشان از همان بازيگر قديمي بپرسند چرا به كشور خود باز نمي گردي؟
خاطر نشان مي شود در روزهاي اخير شايعه مرگ اين هنرپيشه قديمي در قالب پيامك هاي كوتاه براي برخي هنرمندان سينما ارسال شده است
 |+| نوشته شده در  یکشنبه 9 فروردین1388ساعت 12  توسط امیر تایگر  | 
این جالبه
 |+| نوشته شده در  جمعه 7 فروردین1388ساعت 16  توسط امیر تایگر  | 
 |+| نوشته شده در  جمعه 7 فروردین1388ساعت 16  توسط امیر تایگر  | 
 |+| نوشته شده در  جمعه 7 فروردین1388ساعت 16  توسط امیر تایگر  | 
 |+| نوشته شده در  جمعه 7 فروردین1388ساعت 11  توسط امیر تایگر  | 
 |+| نوشته شده در  جمعه 7 فروردین1388ساعت 11  توسط امیر تایگر  | 
عزیزان محترم خبری که هم اکنون به دست من رسید این است که دو تن از بزرگ مردان سینما ایران یعنی بهروز وثوقی وایرج قادری در بیمارستان به سر میبرند لطفا اگر کسی خبری دارد بگوید وما را از نگرانی دربیاورید با تشکر واینجا جا دارد که مرگ سیدعلی میری را به خانواده محترمشان تسلیت بگوئیم

 |+| نوشته شده در  جمعه 7 فروردین1388ساعت 11  توسط امیر تایگر  | 
 |+| نوشته شده در  جمعه 7 فروردین1388ساعت 11  توسط امیر تایگر  | 
ستاره ای بر قله افتخار...

بهروز وثوقی را باید فراتر از یک اسطوره دانست بهروز وثوقی بخشی از فرهنگ ماست تصویر بهروز و بهروز بودن آرمان وآرزوی هر جوان اهل سینمای دیروز و هر عاشق سینمای قبل از انقلاب امروز است . بهروز مجموعه ای است از عشاقی چون مردانگی  ساده دلی  علشق پیشگی و جوان مردی . سال 1316 شمسی در شهرستان آذربایجان خلیل وثوقی به دنیا آمد و او را به یمن آنروز بهروز هم نامیدند بهروز فرزند ارشد خانواده بود . چهار برادر کوچکتر و به نامهای فیروز  چنگیز  بهزاد و شهزاد و دو خواهر به نامهای گادون و مهین . بعدها به خانواده سه نفری آنها اضافه شد که البته متاسفانه دو خواهر بهروز به دلیل بیماری حصبه از دنیا رفتند . تب داغ تصویر متحرک و جادوی سینما بهروز را نیز به خود جذب می کند و مثل همسالان خود شیفته صدا و تصویر می شود

کارش را تئاتر مدرسه آغاز می کند و رویای ناصر ملک مطیعی شدن را در سر می پروراند. اولین کلاس بازیگری را نزد دیوید سن می گذراند و از این طریق تجربه های تئاتر های لاله زار شروع شد . بهروز وثوقی اولین حضور خود را در فیلم سینمایی طوفان در شهر ما کاری از ساموئل خاچیکیان می داند که در این فیلم با همکلاسیان مدرسه نقش سیاهی لشکر را بازی می کرد و در همان جا بود که موفق می شود برای اولین بار ناصر ملک مطیعی را از نزدیک ببیند . بهروز به دنبال عشق به بازیگری وارد دنیای دوبله که نزدیکترین فضا به هنرپیشگی هست می شود و یک روز یک اتفاق ساده و آشنایی یکی از دوستانش با مدیر استودیو عصر طلایی  امین امینی بهروز را روانه دنیای واقعی سینما می کند و از آن پس بازیگری بهروز بصورت حرفه ای آغاز می شود . ساعات کار زیاد ومخالفت خانواده با حضور بهروز در دنیای سینما هیچکدام نمی تواند مانع محکمی برای ادامه کار او شود و هر روز مصمم تر از دیروز پله های ترقی را طی می کند تا اینکه قرارداد بازی در شش فیلم را با استودیو عصر طلایی تنظیم می کند که از آن جمله اند : صد کیلو داماد(1340) گل گمشده (1341) فرشته ای در خانه من(1342)... . بهروز وثوقی با قدرت خاص خودش در بازیگری در اکثر نقشها خوش می درخشد چه وقتی که در نقش آدم بد و شرور ظاهر می شود مثل گل گمشده (1341) لذت گناه (1343) و ... چه زمانیکه در نقش یک دلاور و قهرمان جلوی دوربین قرار می گیرد . سال 1348 فرا می رسد و مسعود کیمیایی به دنبال ساخت قیصر به سراغ بهروز می رود . قیصر واقیعت تلخ قسمتی از جامعه را به تصویر می کشد و بر خلاف پیش بینی های قبل از ساخت با استقبال خوبی روبرو می شود . شاید بتوان گفت که با فیلم قیصر بهروز وثوقی هم در دوره از بازیگری پا گذاشت .

قیصر استاندارد شکن سینمای ایران شد ...

دوران طلایی استودیو عصر طلایی فراموش نشدنیست

جایزه بهترین بازیگر نقش مرد را از دومین جشنواره سپاس و همچنین دیپلم افتخار را از انجمن منتقدان فیلم ایران برای بازی در قیصر از آن خود کرد . ادامه کار با مسعود کیمیایی و فیلم رضاموتوری (1349) جایزه سومین جشنواره سپاس را نصیب او کرد . بهروز در هر نقشی به خوبی می درخشید و فیلم های او یک به یک در صفحات جاودانه تاریخ درج می شوند .

بازیهای او نه تنها توجه جشنواره های میهنی را به خود جلب کرد بلکه بهروز به عنوان نماینده ای از سینمای ایران در جشنواره های بین المللی هم افتخار کسب کرد . فیلم داش آکل مسعود کیمیایی که در سال 1350 ساخته شد داستان مردانگی واز خود گذشتگی داش آکل را به نمایش می گذاشت و این فیلم منتقدان جشنواره را تحت تاثیر قرار داد و آنها برای ادای احترام و تبریک به حضور قوی بهروز در نقش داش آکل جایزه این جشنواره را به او می دهند .

زندگی قهرمان محمد تنگستانی زمینه ساز داستان فیلم موفق تنگسیر شد و جایزه جشنواره دهلی نو را برای بهروز به ارمغان آورد .

حول و حوش سال 53 بود که رابطه عاشقانه بهروز و پوری بنایی زیبا ستاره آن زمان بی ثمر ماند و بهروز با گوگوش زندگی مشترک خود را آغاز کرد و البته این ازدواج هم دوام زیادی پیدا نکرد . اما سال 1354 و فیلم گوزن ها ساخته دیگری از مسعود کیمیایی تلخهای زندگی سید و قدرت را به تصویر می کشد .

بهروز برای بازی در نقش سید به مدت چهار ماه تمام در بین معتادین رفت و آمد می کند و از نزدیک به حرکات و رفتار آنها آشنا می شود و فرامرز قریبیان هم نقش قدرت را بعهده می گیرد و هر دو با بازی خارق العاده ای صحنه های هر چند دردناک اما به   یاد ماندی گوزن ها را خلق می کنند . در واقع بهروز بعد از قیصر از نقش یک آدم شرور به یم شهروند درگیر و قربانی حوادث روزگار در فیلمها تبدیل می شود و به خوبی مشکلات جامعه را به تصویر می کشد و به قولی بالای شهریها را با حوادث روزانه ای که اکثر مردم جامعه با آن دست و پنجه نرم می کنند آشنا می کند تا نوبت به شاهکار سینمای ایران سوته دلان کاری از علی حاتمی می رسد . در واقع سوته دلان بعد از طوقی (1349) دومین همکاری بهروز با علی حاتمی است .

در داستان سوته دلان که بر گرفته از یک ماجرای حقیقی است بهروز با کله خربزه ای شکل در نقش یک عقب مانده ذهنی به نام مجید ظاهر می شود . برادر مجید حبیب الله خان که خود را وقف زندگی مادر و برادرش مجید کرده به امید بهبودی مجید او را به امامزاده داود می برد . مجید در دوران بحرانی قرار می گیرد و هر روز به دنبال عشقی تازه خانه را ترک می کند . حبیب الله خان برای حل این مشکل تصمیم می گیرد برای مجید زن پیدا کند و در این راستا زن بدکاره ای را به خانه می آورد . در کمال ناباوری زن هم به عشق مجید جواب مثبت می دهد و تصمیم می گیرد با او ازدواج کند . وقتی مجید متوجه می شود که زن یک بدکاره است حالش بد می شود و بالاخره در راه امامزاده داود جان می دهد . بازی شاهکار بهروز در کنار بازی زیبای شهره آغداشلو صحنه هایی را خلق می کند که حتی بعد از بارها بیننده را تحت تاثیر قرار می دهد . وثوقی پس از سوته دلان به آمریکا سفر کرد تا در فیلم گربه در قفس کار بهمن زرین بازی کند .

فیلم مشترک ایران و آمریکا به نام کاروان ها هم فیلمی بود که در سال 1357 ساخته شد و بهروز در کنار بازیگرانی چون آنتونی کوئین  جنیفر اونیل  کریستو فرلی قرار گرفت و همتایان ایرانی او هم پرویز قریب افشار و محمد علی کشاورز بودند . بعد از فیلم نفس بریده که کاری بود از سیروس الوند بهروز در سفر کوتاهی به آمریکا آمد و در همان زمان بود که ایران هم انقلاب شد و بهروز برای همیشه ماندگار غربت شد .

البته در سالهای غربت نشینی هم بهروز دست از فعالیت سینمایی نکشید و در سریالها و فیلم های مختلفی چون ابوالهول (1980) تهدید(1989) ترور در بورلی هینز (1991) و تلافی (1999) بازی کرد . چند سال پیش هم جشنواره داوران اس آنجلس بعد از آنکه عباس کیارستمی جایزه خود را به بهروز اهدا کرد . مراسم بزرگداشتی از بهروز وثوقی و مروری بر آثار او برگزار کرد و از این اسطوره ایرانی و کارهای منحصر بفردش تجلیل کرد .

بهروز که با همسرش کتایون امجدی نزدیک به 30 سال است که زندگی خوشی را در شمال کالیفرنیا دارد . این روزها در تئاتری از هوشنگ توزیع به نام از ماهواره با عشق بر روی صحنه می رود و خیلی دوستان خود را در سالنهای مختلف تئاتر می بیند و عشق آنان را به شیرممد و مجید و داش آکل در چشمهایشان مشاهده می کند .  

 |+| نوشته شده در  جمعه 7 فروردین1388ساعت 11  توسط امیر تایگر  | 
شايد نزديک به يازده سال زمان لازم بود تا بهروز وثوقي کشف شود. او از سال 1337 با بازي در فيلم طوفان در شهر ما به سينما‌ آمد و تا سال 1347 در نقشهاي متفاوت اما نچندان پررنگي ظاهر شد. انتخاب او براي بازي در فيلم قيصر توسط مسعود کيميايي کافي بود تا نام بهروز وثوقي زبانزد خاص و عام شود. نقش آفريني تحسين برانگيز بهروز وثوقي در قيصر پس از سالها توانست بت فردين را شکسته و چهره اواخر دهه چهل و نيمه اول دهه پنجاه سينماي ايران شود





 نام اصلي: خليل



نام خانوادگي اصلي: وثوقي



 ......................................  



تاريخ تولد: 1316



محل تولد: تهران



مليت: ايران



                                             
بيوگرافي






- فعاليت در زمينه دوبله (1337)



- فعاليت در زمينه تئاتر (1356)



- مهاجرت به آمريکا (1359)



شايد نزديک به يازده سال زمان لازم بود تا بهروز وثوقي کشف شود. او از سال 1337 با بازي در فيلم طوفان در شهر ما به سينما‌ آمد و تا سال 1347 در نقشهاي متفاوت اما نچندان پررنگي ظاهر شد. انتخاب او براي بازي در فيلم قيصر توسط مسعود کيميايي کافي بود تا نام بهروز وثوقي زبانزد خاص و عام شود. نقش آفريني تحسين برانگيز بهروز وثوقي در قيصر پس از سالها توانست بت فردين را شکسته و چهره اواخر دهه چهل و نيمه اول دهه پنجاه سينماي ايران شود.



بهروز وثوقي بازيهاي ماندگار و متفاوت بسياري در کارنامه هنري دارد:



قيصر، طوقي، داش آکل، تنگسير، بلوچ، بت و ...



بازي تحسين برانگيز و خارق العاده بهروز وثوقي در فيلمهاي گوزنها (مسعود کيميايي، 1354) و سوته دلان (علي حاتمي) براي هميشه در تاريخ سينماي ايران به يادگار ماند.



وثوقي در سال 1359 ايران را براي هميشه ترک کرد. او خارج از ايران در فيلمهايي هم بازي کرد.



همکاري بهروز وثوقي و مسعود کيميايي در هفت فيلم، هفت بازي بشدت متفاوت در کارنامه وثوقي بر جاي گذاشت.  



بخشي از فيلم شناسي:



1357  نفس بريده ( سيروس الوند )  [بازيگر]



1356  سوته دلان ( علي حاتمي )  [بازيگر]



1355  ماه عسل ( فريدون گله )  [بازيگر]



1355  بت ( ايرج قادري )  [بازيگر]



1355  نازنين ( عليرضا داودنژاد )  [بازيگر]



1355  ملکوت ( خسرو هريتاش )  [بازيگر]



1354  کندو ( فريدون گله )  [بازيگر]



1354  گوزن ها ( مسعود کيميايي )  [بازيگر]



1353  ممل آمريکايي ( شاپور قريب )  [بازيگر]



1353  همسفر ( مسعود اسدالهي )  [بازيگر]



1352  تنگسير ( امير نادري )  [بازيگر]



1352  خاک ( مسعود کيميايي )  [بازيگر]



1352  نفرين ( ناصر تقوايي )  [بازيگر]



1351  بلوچ ( مسعود کيميايي )  [بازيگر]



1350  داش آکل ( مسعود کيميايي )  [بازيگر]



1350  رشيد ( پرويز نوري )  [بازيگر]



1350  فرار از تله ( جلال مقدم )  [بازيگر]



1349  ليلي و مجنون ( سيامک ياسمي )  [بازيگر]



1349  طوقي ( علي حاتمي )  [بازيگر]



1349  رضا موتوري ( مسعود کيميايي )  [بازيگر]



1348  قيصر ( مسعود کيميايي )  [بازيگر]



1348  دنياي آبي ( صابر رهبر )  [بازيگر]



1347  بيگانه بيا ( مسعود کيميايي )  [بازيگر]



1347  تنگه اژدها ( سيامک ياسمي )  [بازيگر]



1346  دالاهو ( سيامک ياسمي )  [بازيگر]



1346  زني به نام شراب ( امير شروان )  [بازيگر]



1345  هاشم خان ( محمد زرين دست )  [بازيگر]



1345  خداحافظ تهران ( ساموئل خاچيکيان )  [بازيگر]



1343  لذت گناه ( سيامک ياسمي )  [بازيگر]



1340  صد کيلو داماد ( عباس شباويز )  [بازيگر]



1337  طوفان در شهر ما ( ساموئل خاچيکيان )  [بازيگر]





جوايز و انتخابها



>>  برنده مجسمه سپاس بهترين بازيگر نقش اول مرد (رضا موتوري)



[ دوره 3 جشنواره سپاس (مسابقه) - سال 1350 ]



...............................................................



>>  برنده مجسمه سپاس بهترين بازيگر نقش اول مرد (قيصر)



[ دوره 2 جشنواره سپاس (مسابقه) - سال 1349 ]



................................................................



>>  برنده بز بال دار بهترين بازيگر مرد (گوزن ها)



[ دوره 3 جشنواره جهاني فيلم تهران (مسابقه) - سال 1353 ]


 





>>  روبيک منصوري (بازيگران،تدوين،صدا،عنوان بندي،موسيقي،) (در 17 فيلم ) ==>



>>  جلال پيشوائيان (بازيگران،) (در 13 فيلم ) ==>



>>  اسفنديار منفردزاده () (در 9 فيلم ) ==>



>>  نعمت حقيقي (صحنه و لباس،فيلمبرداري،فيلمنامه،) (در 8 فيلم ) ==>



>>  مسعود کيميايي (تدوين،تهيه و توليد،صحنه و لباس،عنوان بندي،فيلمنامه،کارگرداني،) (در 8 فيلم ) ==>



>>  چنگيز جليلوند () (در 7 فيلم ) ==>



>>  واروژان () (در 7 فيلم ) ==>



>>  بهمن مفيد (بازيگران،دوبله،) (در 6 فيلم ) ==>



>>  نادره (بازيگران،) (در 6 فيلم ) ==>



>>  علي عباسي () (در 6 فيلم ) ==>



>>  مهدي رجاييان (تدوين،صدا،عنوان بندي،موسيقي،) (در 5 فيلم ) ==>



>>  شهرزاد (در 5 فيلم ) ==>



>>  پروين سليماني (بازيگران،)(در 5 فيلم ) ==>



>>  ولي الله خاکدان (جلوه هاي ويژه،صحنه و لباس،) (در 5 فيلم ) ==>



>>  اکبر خواجوي () (در 5 فيلم ) ==>



>>  ناصر ملک مطيعي (بازيگران،) (در 5 فيلم ) ==>



>>  نصرت‌الله کني (تدوين،فيلمبرداري،) (در 5 فيلم ) ==>



>>  مهدي مصيبي () (در 5 فيلم ) ==>



>>  حسن مصيبي (تدوين،صدا،موسيقي،) (در 4 فيلم ) ==>



>>  امير نادري ()(در 4 فيلم ) ==>



>>  عباس ناظري (بازيگران،) (در 4 فيلم ) ==>



>>  احمد احمدپور (صدا،) (در 4 فيلم ) ==>



>>  سيامک ياسمي () (در 4 فيلم ) ==>



>>  جعفر اکبري () (در 4 فيلم ) ==>



>>  ميرمحمد تجدد (بازيگران،) (در 4 فيلم ) ==>



>>  جمشيد مشايخي (بازيگران،) (در 4 فيلم ) ==>



>>  گوگوش () (در 4 فيلم ) ==>



>>  عبدالله اسکندري (تهيه و توليد،فيلمنامه،چهره پردازي،) (در 4 فيلم ) ==>



>>  خاني (فيلمنامه،) (در 4 فيلم ) ==>



>>  تقي ظهوري () (در 4 فيلم ) ==>

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 6 فروردین1388ساعت 12  توسط امیر تایگر  | 
 
  بالا